خط داستانی
پنج سال پیش زمانی که کریستیان душ خود را به نیروهای تاریک سَمایل سپرد، به او وعده زندگی بدون گناه و بدون یادآوری گناهانش داده شد. دنیایی که گروه کوچکی از قاتلان خوشقیافه، زامبیها، مردان بیگناه را به هر خواست میفریبند و میپرورانند. فیلم «زامبیها» سقوط کریستیان را دنبال میکند هنگامی که خاطراتش از حالت بیحسی بیدار میشود. گذشتهاش خط بین دیوانگی و عاقبت را تیره میکند. با تحقیر شدن توسط مردان جوانی که به شدت میکشت، misunderstanding از سوی بهترین دوستش جیسون و قربانی شدن توسط رقیبش کین، کریستیان پناه میبرد به آغوش حمایتی متیو. کریستیان مجبور است بین زندگیِ قدرت مطلق یا کنار گذاشتن وجود تاریکش و رفتن بر روی زمین به عنوان انسان، یکی را انتخاب کند.