خط داستانی
توصیفی از صحنههای باقیمانده: دو دختر در مهمانخانه در حال رقص هستند، یکی لباس سفیدی به تن دارد و دیگری لباس سیاه. یک راهزن وارد میشود و با یکی از مهمانان درباره یکی از دختران بحث میکند. درگیری به صخرهها کشیده میشود و راهزن رقیبش را از صخره به پایین پرتاب میکند. دختر با لباس سیاه بر مرگ مرد عزاداری میکند. یک کابوی بر روی اسب ظاهر میشود و دختر سیاهپوش جرم را به او میگوید. کابوی به راهزن میرسد، او را بیسلاح کرده و به درختی میبندد. پیرمردی که باید بر اسیر نظارت کند، مست میشود و به خواب میرود. دختر با لباس سفید، مسلح به یک ریوولور، راهزن را آزاد میکند، او معشوقش است و هر دو نگهبان را به درخت میبندند. کابوی برمیگردد و دوباره با راهزن میجنگد. دختر با لباس سفید به طور تصادفی در جریان دوئل شلیک میشود و کابوی راهزن دستبند زده را میبرد.