خط داستانی
سِکارِت زدیرینسکی، یک رسیدگیگر موفق و سخت در لسآنجلس است که در سایهٔ مادر کنترلگر خود، روث زدیرینسکی زندگی میکند که بیوقفه سعی دارد مرد کامل را برای دخترش بیابد. بن زدیرینسکی، برادر سیگاریِ سِکارِت، وکیل بیکار، از اینکه سِکارِت به طور ناخودآگاه او را با یک بازیگر پورن آشنا میکند عصبانی میشود. زمانی که سابرینا فیسر، بازیگر خارجی بیخانمان، در یک بعد از ظهر آفتابی با او تصادفی به هم میخورد، سِکارِت به این بیخانمانِ به ظاهر بیکلمه مکانی برای ماندن میدهد. این یکی شب میشود و به یک طول بیانتها میانجامد، زیرا سابرینا به شارِی او بیشتر از حد انتظار ادامه میدهد. وقتی بن با سابرینا روبهرو میشود، سِکارِت از دوستیِ تازهٔ او حفاظت میکند. جذابیتِ دو شخصیت نامحتمل به طرز غیرمنتظرهای به سوی عشقِ ناگشوده میچرَخد.