خط داستانی
داستانی از زندگی روستای پیوریتن. پسر یک وزیر دختری را از یک ماهیگیر وفادار میرباید. او یتیم است و توسط وزیر به فرزندی پذیرفته میشود و وقتی فرزندش به دنیا میآید، از فاش کردن نام پدر خودداری میکند. او توسط وزیر طرد میشود و مورد تمسخر مردم قرار میگیرد. وقتی فرزندش در حال مرگ است، ماهیگیر با عشق بیپایان به او برمیگردد و پسر وزیر در دستان سرخپوستان به مرگ تراژیک میرسد.