خط داستانی
بن، سگی که در تابستان سال هزار و نهصد و نود شش به دنیا آمده است، روایت زندگی اش را می گوید؛ آرامش را با صاحبش در کنار سواحل، در حالی که بافتی از بازی، شنا و شن و گل دارد تجربه می کند. او در سیزده سالگی ختنه شده و این موضوع هنوز با صاحبش اختلاف دارد. صاحبش برای مدت ها او را ترک می کند و بن را کسل و مأیوس می سازد؛ سگ در چنین وضعیتی چه باید بکند؟