خط داستانی
نیل از اینکه شبهایش را با "پسرها" ترک کند، متنفر است، حتی برای همسرش بتّی. او از ترس دزدی میخواهد که نیل در خانه بماند. اما او میخواهد به یک بال ماسک برود، بنابراین به او پودری میدهد و میگوید که این پودر باعث خواب عمیق او میشود. بتّی پودر را در دکانتر مورد علاقهاش میریزد، لباسش را پنهان میکند و سپس به اتاق میرود. در آشپزخانه، آشپز مقداری از ویسکی مخدر را به یک پلیس میدهد. نیل کت، کلاه و چوب پلیس را میگیرد و به سمت بال میرود. در راه، از او خواسته میشود که یک شوهر زنزن را مهار کند. او یک چشم سیاه میگیرد و تصمیم میگیرد به خانه برگردد.