خط داستانی
تایفی در اوایل بیست سالگی است. او فروشنده لوازم آرایشی است و خوشاندام و دارای اعتماد به نفس. او به خاطر اندامش که با معیارهای رایج همسویی ندارد، به دست آوردن موفقیت بزرگ را نسبت میدهد. وقتی با پسری آشنا میشود، عاشق میشود اما او هرگاه که او بخواهد با او نزدیکی کند فرار میکند و وقتی کارفرشش او را اخراج میکند و جایگزینی لاغرتر استخدام میشود، تصمیم میگیرد: هر طور که شده چاقی را از بین ببرد.