خط داستانی
داستان گروهی از دزدان که به دنبال پول های به دست آمده از یک سرقت هستند. کارتل مورات و دستیارش تیوول گروهی دزدان خونریز تشکیل داده اند. با این حال مورات و تیوول مسیر متفاوتی را نسبت به سایر دزدان در پیش گرفته اند. به جای اینکه خود دزدی انجام دهند، از دزدان دیگر دزدی می کنند. روزی کازینوی فیرِلدک عمر به سرقت می رود. سارق باقی مانده بتایا میشود که بیه، بیاخلاق و تازه از زندان آزاد شده است. فیرِلدک عمر از مورات برای یافتن سارق و بازگرداندن پولش استخدام میکند. پس از تحقیقات طولانی، مورات سارق را پیدا میکند. با این حال تیوول در لحظه آخر نقشه ای میکشد و پول را میبرد و فرار میکند. مورات با بیه و دخترش لیلا برای بازیابی پول همکاری میکند.