خط داستانی
مارگو زیلر نویسنده داستان کوتاه با طنز تیز و زبان برنده است. در آستانه عروسی خواهری از هم گسسته به نام پائولین با موسیقی دان و هنرمند بیکار و افسرده به نام مالکولم در خانه کنار دریا، مارگوت ناگهان حضور پیدا می کند تا پیوند خواهری را دوباره رویاند و از نوعی احساس پشتیبانی به شیوه خود سخن بگوید. نتیجه نگاهی کاملاً صادقانه و به طرزی کنایه آمیز به روابط خانوادگی است