خط داستانی
در حاشیه بیابان، خشن با دست آهنین کافهای را اداره میکند که همان دست را بر زن نیز به کار میبرد. وقتی مرد داخل میشود و در پوکر برنده میشود، خشن سعی میکند او را از پولش خالی کند اما وقتی ناگهان چشمش به زن میافتد همه چیز را از دست میدهد. او پیشنهاد میدهد در او و داراییاش را شرط بندد و آنها بازی میکنند. مرد چهارکارت دارد. خشن تفنگ دارد. اما مرد سریعتر طراحی میکند و دو نفر از بیابان فرار میکنند. خشم دنبال آنها میآید اما در نبرد رودررو شکست میخورد و به بیابان میگدازد تا هلاک شود. مرد و زن سفری تازه را آغاز میکنند.