خط داستانی
اوشیما در بیابانی در آمریکای جنوبی با خاطره ای از دست رفته بیدار می شود. زنی به نام کوکو کنار او دراز کشیده است و می گوید او قصد عبور از بیابان با دوست دخترش مای را داشت تا به کوه برفی برسد اما مای ناگهان گم شد و او را رها کرد. کوکو به تدبیر شانس به او کمک کرده است و اکنون با هم به سوی کوه برفی می روند. شاید مای هنوز آنجا باشد.