خط داستانی
چیلا دختر جوان السالوادوری است که از مدرسه و موسیقی لذت میبرد. برادر بزرگترش هوگو به زنان دل میبازد و به این موضوع که دیوار نازکی میان اتاق خواب باریک او و خواهرش فاصله میافکنند، توجهی ندارد. با پیش رفتن هفته و عشاق هوگو، چیلا راههایی خلاقانه برای دخالت پیدا میکند. تقابل میان دو برادر با رسیدن روز جمعه و کشف اینکه خون ممکن است گرامتر از هر دیواری باشد وارونه میشود.