خط داستانی
پدربزرگ و نوهاش با تئاتر افسانهایشان به شهری افسونشده سفر میکنند تا ساکنان آن را بخندانند و آنها را از جادوگری رها سازند. بابا یگا و دستیارانش با هر روشی که بتوانند تلاش میکنند مانع این کار شوند، اما پس از ناکامی، به تئاتر افسانهای میپیوندند.