خط داستانی
وقتی فاجعه ای اتفاق میافتد، امیداچارَا به آرژانتین میرود تا با مادربزرگ ضدآمریکایی خود لوکیا آمریکام زندگی کند. آمریکا سعی میکند جایگاه خود را پیدا کند با مادربزرگی که هرگز او را نشناخته و دوستی با سرچیو همسایه که دو برابر سن اوست را حفظ کند.