خط داستانی
همسر محبوبش فوت کرده است، مارک بولند مبلمان خود را میفروشد و به دنبال فراموش کردن غم خود در فساد میگردد. او با دیوید یارنال، مردی که به خاطر عادات فاسدش از کار برای جیم دریستکول، یک کوئیکر ثروتمند، اخراج شده، آشنا میشود. یارنال بولند را متقاعد میکند که به او در دزدی از خانه دریستکول کمک کند.