خط داستانی
پسری هجده ساله از روستایی در استان سچوان برای یافتن پدرش که شش سال پیش رفته و از او خبری نیست به شهر بزرگ می رود. اینکه مادرش هنوز پول می گیرد هیچ کمکی به آرام کردن خشم او نمی کند. او به دنبال آشتی گرمایی نیست، بلکه انتقام آشکار است که او را وادار می کند. گم شده کامل، در شهر بزرگ با سبد اردک بر پشتش سرگردان است.