خط داستانی
در کوچکترین شهرهای فلوریدا، مردی تنها برای حفر چاه آبی، جو، به جمعآوری نمونههای ژئولوژیکی برای مطالعه دانشگاه میپردازد. به طور ناخودآگاه، جو بیش از لجن اولیه از اعماق باتلاق را کاوش میکند. مایعی لزج و عجیبی به پوست جو نفوذ میکند و به تدریج ادراک درد و لذت او را دگرگون میکند. بیآنکه بداند حالا قربانی و ناقل ویروسی ترسناک است، جو چند روز اضافی در شهر میماند تا دختربچهٔ زیباروی ناهارخوری شهر، ماریا، را به دام اندازد. آلن، بازدیدکنندهٔ هفتگی شهر و خواستگار قدیمی ماریا، از علاقهٔ جو به ماریا بیخبر است. وقتی رفتوآمدهای مکرر آلن برای دیدن ماریا به دلیل کار تأخیر میافتد، آلن باید تصمیم نهایی بگیرد که کارش را ترک کند و با ماریا ازدواج کند یا رابطهشان را قطع نماید. وقتی آلن تصمیم میگیرد به اوکوپی برود و با ماریا ازدواج کند، به شهری تغییر یافته میرسد. ماریا که اغلب از ازدواج سخن میگوید، دیگر علاقهای ندارد و به نوعی تاریکتر به نظر میرسد... نویسنده: جوزف لندرس