خط داستانی
بیقراری انسان را به کار برای یک قاتل سوق میدهد. راب پسندی آمریکایی است اما هنگام سفر به لندن برای پیدا کردن دوستدخترش، ناامید است و میفهمد که او برای امرار معاش در لندن به کارهای نامناسب میپردازد. با جیب خالی و دل شکسته، او تنها کار ممکن را انجام میدهد: دستیار قاتلی به نام فرانک میشود.