خط داستانی
میاموتو توکونوسوکه در یک آژانس کارآگاهی در قلب توکیو مشغول به کار است. وقتی معشوقهاش رانکو به او میگوید که باردار است، او نگران میشود. شرکت او حقوق معوقهاش را پرداخت نکرده و نمیداند چگونه هزینه نوزاد جدید را تأمین کند. دوستش سوئیهی درباره شغلی در یک بار به او میگوید، اما در راه آنجا، توکونوسوکه با مردی مرموز ملاقات میکند که روزنامهای را به او میفروشد... برای فردا!