خط داستانی
«شنیدن گابریل» داستان شهری پر از جادو است که ترس از ناشناخته، رشد شخصی و عشق را به عنوان نیروی اصلی زندگی در بر میگیرد. گابریل پسری عجیب و تنها است که در جهان خود زندگی می کند. سارای تازه وارد شهر است و یک ویولننواز پرشور و مستقل است که در همان ساختمانی که گابریل در آن زندگی میکند ساکن میشود. کارلوس هم که به تازگی از زندان آمده است به دلیل گذشته تاریک خود جرات دیدن پسرش گابریل پس از ۱۶ سال را ندارد. سه شخصیت سرگردان به شیوههای شخصیِ خود در تقاطعی از زندگیهایشان با هم دیدار می کنند. حول پیانو گُمشده و دنیای موسیقی پیرامون آن، آنها باید امید و انگیزه عشق ورزیدن، زندگی کردن و بخشیدن را بیابند.