خط داستانی
بخشی گستردهای از زندگی با یکنواختی همراه است. زیبایی، عشق، کار... گاهی ارزش بیدار شدن از رختخواب را ندارد. دختری در کارخانه کیک توتفرنگی، یک کوچنشین تشنهٔ کویر، یک کارگزار بورس وال استریت، آخرین کارمند زن جاسوس جنگ جهانی دوم که بیست و یک نفر را زخمی و دو بزرگسال را کشت، زیرا: «دوشنبهها را دوست ندارم» شخصیتهای این فیلماند. جان مالکوویچ صدای درونی انسان بیحوصله را به زبان میآورد و شما را به زیر پوست خود میکشاند تا بپرسید چند نفر از جهان مانند مناند؟