خط داستانی
مادی پانزده ساله است و هر چه در زندگیاش میگذرد، بهنظرش کاملاً بیجان میآید. شب گذشته او برادرش را آنقدر قلقلکش داد که گریه کرد. مادی احساس خوشایند عجیبی داشت. دوستپسرش دز میتواند سرگرمکننده باشد اما تنها کاری که میخواهد انجام بدهد این است که او را به تخت خواب ببرد. برادر بزرگترش هم او را زیر نظر دارد. میداند به دنبال چه چیزی است و تا حدی از این بازی خوشش میآید. او به او احساسی متفاوت میدهد.