خط داستانی
وانماتی دختر ثروتمندی است که از بدو تولد خانواده اش با او برخورد میکند و مادرش پدموواتی سالها ناچار است از شوهرش دور از وی زندگی کند. با بزرگ شدن وانماتی اطرافیان را به بازی میگیرد تا سرگرمی پیدا کند. جوانی به نام کرشنا در دام او می افتد: وقتی وانماتی به کرشنا میگوید که او را دوست دارد، از او میخواهد این موضوع را به صورت عمومی در مهمانی تولدش اعلام کند... و در آنجا مشکلات آغاز میشود