خط داستانی
تئو کارگر جوان بارانداز است که در بندر زادگاهش روزگار را به سختی میگذراند. زندگیاش با ریتم یکنواخت کشتیهای باری در گذر است. با دیدار جوزپه، ملوانی سرخورده که موقتاً در خشکی به سر میبرد، تئو شهامت رویارویی با امواج را پیدا میکند تا با پیوستن به خدمه خشن او، از زندگی خستهکنندهاش بگریزد.