آمال
Amal
خانواده حسین با رابطه او با رقصندهای به نام سحر مخالف هستند، اما او با او ازدواج میکند و سحر دخترش آمال را به دنیا میآورد. حسین به خانوادهاش میرود تا خبر تولد دخترش را به آنها بدهد. در راه اعلام این خبر، او توسط یک خودرو زیر میگیرد. قبل از مرگش، او به عمویش درباره همسرش میگوید و از او میخواهد که به دختر تازه متولدش آمال کمک کند. اما عموی او به وصیت حسین به عنوان وصی تبدیل میشود و به آن طمع میورزد.