خط داستانی
حسین کرد شابستری، چوپان سردار مسیح خان، دختر سردار، فاری ناز را از دست چند دزد نجات میدهد. او به اصفهان میرود تا دختر را پیدا کند و در بازار شهر با لوتی حیدر و مش عصفار بر سر پرداخت هزینه تعمیر لباسش و غذایی که خورده است، دچار اختلاف میشود. آنها او را به سردار مسیح خان میبرند و سردار هزینه حسین را پرداخت کرده و مهتر نسیم ایار را منصوب میکند تا به حسین راه و رسم شمشیرزنی را آموزش دهد و گورچی به سردار تبدیل میشود.