خط داستانی
هاینز و فِرد، پدر شصت و نُه ساله و فرزند بیست و پنج ساله، در روستای کوچک آهلسدورف در سرزمین مَنسفلِر لاند زیر یک سقف زندگی میکنند. آن ها غیرقابل جدا شدن هستند و امپراتوری گستردهای از آهن و فلزات دور رفته را در اختیار دارند. آن دو تاکنون بیشماری ماشین قدیمی را کهنه را بازسازی کردهاند. تراکتورها، جرثقیلها، بیلتها، هواپیماها، کشتی ها. هر جایی که نگاه میکنی نشانههایی از کار گذشته و آینده دیده میشود. اما در هر قطعهٔ فردی، ایدههای تازه و وظایف نو وجود دارد. هاینز و فِرد زندگی تازهای به پیچ و مهرهها، کابلها و ورقهای فلزی میبخشند. آنها بدون دستور و بدون قصد استفاده از این اقلام کار میکنند، هر شب دبنند و هر صبح به کار خود برمیگردند. کارهای زیادی برای انجام دادن وجود دارد.