خط داستانی
در قفقاز، در میان کوههای زیبا، جنگ چریکی بین نیروهای سفید از تقسیم بیچرakhov و سربازان ارتش سرخ در جریان است. دختر چچنی به نام دژالما یک پسر اوکراینی زخمی به نام میکولا را در دره پیدا میکند. او جان او را نجات میدهد و به بهبودیاش کمک میکند. این جوانان به یکدیگر عاشق میشوند و پس از پیروزی بلشویکها، هر دو به اوکراین سفر میکنند. دژالما به یک روستای سنتی اوکراینی میرسد.