خط داستانی
ماتولا جوان به قمار addicted شده و برای تأمین مالی این علاقهاش از والدینش پول میدزدد. پدرش او را در حال دزدی میبیند و او را از خانه بیرون میکند. ماتولا در دنیا سرگردان میشود و با واورا، که او نیز ولگرد است، ملاقات میکند. واورا شغلی به عنوان پاککننده خیابان میپذیرد اما به زودی در یک تصادف رانندگی میمیرد. در تنهاییهایش، ماتولا یک کلید معجزهآسا پیدا میکند که همه قفلها را باز میکند. با کمک آن ثروت زیادی به دست میآورد. او به یک بانک نفوذ کرده و پول بیشتری میدزدد. سپس با دختر صندوقدار که به اشتباه به سرقت متهم شده، ملاقات میکند و وقتی ناامیدی او را میبیند، به اشتباهاتش پی میبرد. در نهایت بیدار میشود - همه اینها یک خواب بوده است. (طبق گواهی سانسور).