خط داستانی
نادا یک زن جوان است که زندگی دوگانهای را میگذراند. در طول روز او آرام و خجالتی است، اما پس از تاریکی شب به زندگی شبانه تونس میپردازد و مردان را جذب میکند. ابتدا به آنها اجازه میدهد داستانهایشان را بگویند - زیرا او صحبت نمیکند، به نوعی به عنوان یک رازدار عمل میکند - سپس به شدت به آنها حمله میکند. وقتی یک همکار جدید، نوره، به محل کارش میآید و نادا یک چاقوی افسانهای را در خانه یکی از قربانیانش پیدا میکند، رویدادهایی آغاز میشود که نادا کنترل کمتری بر آنها دارد.