خط داستانی
دختر بزرگ او-بوک در آستانهٔ ازدواج با پسری تحصیلکرده و مرفه است اما خوشحال نیست مادرش با زوال ذهنی، گرایشهای دختران به مادیگرایی، همسرش نوشیدن، گسترش گسستگی بازار ماهی فقر، و پدیدار شدن گنترهسازی فضای زندگی باعث میشود که او به مقابله برخیزد او پس از کوشیدن برای پنهان کردن حقیقت به فرزندش اعتراف میکند که توسط همفروش اهل بازار رپت شده است و به حق خود برای دادخواهی میپردازد و هرچند این کار زد و خورد فیزیکی همراه میآورد اما از این هیچ درنگ نمیکند