خط داستانی
جلیل پسری ۱۷ ساله است که با خانواده ایرانیاش در حومه هلسینکی زندگی میکند. با اینکه او تمام عمرش را در فنلاند گذرانده، به نظر میرسد که پیدا کردن پذیرش در میان فنلاندیهای "بومی" برایش دشوار است. در خانه با مشکل معکوس مواجه است. والدینش از او میخواهند که به سنتهای فرهنگی ایرانی احترام بگذارد. جلیل درباره یک روز در زندگی پسری است که در آستانه دو فرهنگ قرار دارد. در این روز تابستانی، اتفاقات بزرگی در حال شکلگیری است؛ دین، هویت، عشق.