خط داستانی
جهان نوجوانی آرام و بیپروا به نام رابرت برنز به هم میریزد وقتی او با دیدار با نامزدش برای شنا در ساعاتی دیرهنگام فریب میخورد و دچار انگل نادری و در معرض خطر میشود. تنها چیزی که رابرت میخواهد بازگشت به بازیهای نوجوانی و بیقیدی است، اما والدینش، پزشکش و گروههای حقوق حیوانات همگی نظرهای خود را دربارهٔ آنچه که باید با زندگی او انجام شود، دارند.