خط داستانی
ژوئن 1941. آمادهسازیها برای عروسی پسر قصاب و دختر حاخام در یک شهرک یهودی در منطقه لویو در حال انجام است. جذابیت این رویداد به ظاهر عادی این است که یونا - عروس - عاشق مرد دیگری است و او، مندله... قصد دارد او را ربوده و بگیرد. در همین زمان، یک گروه مرگ نازی به سمت شهرک در حال نزدیک شدن است.