خط داستانی
آلیس هجده ساله است و از خوابیدن میترسد. هر شب همان کابوس پشت سر هم تکرار میشود؛ کابوسی که با مسابقههای بیپایان و چالشهای ترسناکی آغاز میشود و در آن با ملکهٔ قلبها روبهرو میشود که او را آزار میدهد. هنر، دوستانش و دوستپسرش به نظر نمیرسد بتوانند به او در پیروزی بر کابوسی که عمیقاً به گذشتهاش بسته شده است کمک کنند. وقتی زخمها به جای زخمهای تازه درجا میمانند، چه زمانی زخمها به جای زخمها در میآیند؟ آیا زخمها میتوانند محو شوند؟