بیخرافه
U.F.O.
کریستا از بازی پسرش بیپَروا نیست: پسرش fanِ سفینهٔ فضایی است و این دو با هم مثل کاپتان کورک و اسپاک با هم ارتباط برقرار میکنند. به ندرت قابل توجه است که کریستا نخستین نشانههای منطقگرایی را نشان میدهد، بهخصوص با گسترش بیاعتمادی در سراسر کشور: رویداد در بهار سال ۱۹۸۶ و پس از فاجعهٔ هستهای چرنومیل اتفاق میافتد. شوهر کریستا ناچار است بیاحساس نظارهگر باشد که همسرش به جنون گرایش مییابد