خط داستانی
هلن، نماینده ایستگاه و اپراتور تلگراف در لوان پوینت، به خاطر یک صدای خراب ناامید است. وقتی موری، که یک بار بار را رها کرده، پیشنهاد میدهد آن را برایش تعمیر کند، هلن او را تشویق میکند تا داستانش را بگوید و قول میدهد اگر بخواهد، او را به عنوان اپراتور جایگزین استخدام کند. داستان موری او را به سالها قبل میبرد، زمانی که پس از مرگ همسرش، شغلش را به عنوان اپراتور رها کرد. او از آن زمان هرگز دختر کوچک خود را ندیده است.