خط داستانی
فرانسیس و الیزا، دو دوست بیست و چندساله که سالهاست یکدیگر را میشناسند، برای یک آخر هفته رفاقت و استراحت به یک خانه ویلایی خلوت میروند. اما تنشهای پنهان و revelations (افشاگریها/حرفهای درونی) ناشی از مستی به زودی این دو دوست را در مقابل هم قرار میدهد. آنها برای تغییر فضا و بازیابی مسیر، برای یک شب به یک بار محلی میروند، اما در آنجا رقابت ناخودآگاهشان برای جلب توجه متصدی بار دوباره شعلهور میشود. آنها که در یک بازی موش و گربه گرفتار شدهاند، او را به خانه میآورند، جایی که شب به سرعت به رقابتی مستانه و آتشین تبدیل میشود.