دهکده
The Village
یک فیلمساز جوان مأموریت مییابد تا فیلمی را کارگردانی کند و خود را در محیطی ناآشنا — یک آول (روستای قزاق) — مییابد. مرد جوانی از شهر، در دنیایی کاملاً متفاوت غوطهور میشود. زندگی روستای کوچک، سرشار از توطئهها، درگیریها و درامهایی است که قهرمان داستان به آنها کشیده میشود. او گام به گام شروع به درک و پذیرش همه آنچه میگذرد، میکند. فیلم با یک جشن — ختنهسوران کودک کوچکی — به پایان میرسد. این آیین کهن قزاقی، بار دیگر مردم را گرد هم میآورد. کینهها و مشاجرات فراموش میشوند. شادمانی زندگی به روح مردم بازمیگردد. فیلم تأکیدی است بر این که اگر پول شر است و ریشهکنناشدنی، آنگاه مهربانی نیز در روح هر انسانی زندگی میکند و آن نیز ریشهکنناشدنی است.