رنگ گوییا با آبی
El color de la guayaba
بازتیستا راننده تاکسی است که زنی به نام آدا او را برای سفر به پهلو دیگر جزیره استخدام می کند با این شرط که هیچ مسافری دیگر نبرد و او را برای تهیه پرتقال نوذر را ببرد. در جریان سفر، بازتیستا که بیش از چهارده سال است که راننده است به قصه گویی می پردازد و به آدا قصه های مختلفی می گوید که همه درباره میوه خارق العاده گواوا است. این داستان ها در حالی که بازتیستا آنها را تعریف می کند جان می گیرند و با لمس واقع گرایی جادویی کارائیبی، با ظرافتی به نمایش می گذارند که چگونه شرایط زندگی این شخصیت ها شکننده است.