خط داستانی
خاکستری استاد که سعی دارد فروشگاه بستنی پدرش را در کاراه مانراس سرپا نگه دارد پیر میشود و امیدش به پسرش مِرت است که در استانبول تحصیل کرده تا کسبوکار خانوادگی را ادامه دهد. مِرت فردی رویاپرداز است که تحت تاثیر داستانهای پدربزرگش رشد کرده و هدفش تبدیل بستنی مراشی به برند جهانی است. همچنین خواستگاری از همکلاسی دوران کودکیاش مین و تشکیل خانواده را در سر دارد. برای رسیدن به این رویاها با دوستش مکس که در صحنههای فیلمبرداری در استانبول بازیگر است به کارا مانراس سفر میکند تا رویاها را به واقعیت تبدیل کند. اما در کاراه مانراس با شگفتیهای متفاوتی روبرو میشوند.