Gariban
Afacan که با پدر و نامادریاش زندگی میکند، روزی در انباری یک آلبوم قدیمی خانوادگی پیدا میکند. پدرش شروع به گفتن داستان مادر واقعیاش میکند. سالها پیش، مورات گل—که به دلیل خودکشی از مرگ فرار کرده بود—را از مرگ نجات داد و دوباره به زندگی برگرداند. آنها ازدواج میکنند، اما تلهای خیانتآمیز که توسط عثمان، دستیار مورات در کارخانه، طراحی شده است، زوج را از هم جدا میکند. Unable to accept what had happened, Gül ends up in a mental institution.