وعده به روزهای قویتر
Promise to Stronger Days
وعده به روزهای قویتر دو داستان متفاوت و در حال تحول را به هم متصل میکند. داستان اصلی دربارهٔ مبارزهٔ درونی آدیرا برای برقراری ارتباط با جروم — مرد جذابی که او را در جشن تولد دوستش ککه نجات داده — است، پس از ماهها عدم رابطه به دلیل تروما. داستان دیگر در ابتدا تکهتکه است، اما حقیقت او به تدریج روشن میشود: آدیرا توسط پدرش مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است. آدیرا به طور فزایندهای از ناتوانیاش در ارتباط با دیگران به دلیل تروما ناامید میشود، تا اینکه تصمیم میگیرد قدرتش را پس بگیرد. پس از چند تلاش ناموفق برای برقراری رابطه با جروم، او به طور عمدی به یادآوریهای کودکیاش بازمیگردد تا آزارگرش را از بین ببرد.