اکس ولیس
Oasis
جورج پس از کار در معدن به خانه میرود و پاداش کارش را همراه دارد: الماس آبی کمیاب و گرانبها. در جستجوی آرامش در گرمای نیمروز با موجود عجیبی روبهرو میشود که بیش از یک دزد کوچک به نظر میرسد.