روز بد در فواره
Bad Day on Fountain
آنابل، بازیگر struggling، به طور غیرمنتظرهای از سوی نمایندهاش اخراج میشود و در حال همدردی با مادرش در تلفن است که فریادها در راهرو او را متوجه دو آدمکش در ساختمان میکند. آنها به دنبال یک جعبه هستند و او به طور تصادفی آن را دارد. یک نبرد با اسلحه آغاز میشود، همراه با دعواهای تن به تن، یک وردنه، یک تخته چوبی و باور اشتباهی که زامبیها در زمین پرسه میزنند. و در نهایت، ممکن است آنابل بالاخره به موفقیت بزرگش برسد.