پیش از توفان شن
در گستره ای وسیع از شن های بیابان، دو مرد نکات سلامتی رد و بدل می کنند: یکی می گوید: «گوشت گراز برای ریه هایت خوب است.» دیگری پاسخ می دهد: «گرازها و مارموت ها.» آن ها دسته های کاه را در شن فرو می کنند تا با بیابان زایی و توفان های شن در اینجا، یعنی بیابان تِنگر در شمال غرب چین، مقابله کنند. کمی بعد، افراد دیگری، مردان و زنان، را می بینیم که همان کار را انجام می دهند. در این پهنه عظیم شن — که وسعت بیابان تِنگر تقریباً به اندازه کشور هلند است — کار آنان همچون کار سیزیف، کاری بیهوده و بی پایان به نظر می رسد. شاید به دلیل حس بیهودگی ناشی از این شرایط باشد که گفتگوها کم کم حال و هوای جدی تری به خود می گیرند. یکی از آن دو مرد تعریف می کند که همسرش چگونه او را ترک کرد و او چگونه مجبور شد به تنهایی فرزندش را بزرگ کند. او روزی زندگی دیگری را برای خود تصور می کرد، اما اوضاع همان شد که شد. او با لحنی تسلیم شده می گوید: «تقدیر ما همچون دیواری است نشکستنی.»