اشتات ماتر
Stabat Mater
کلارا از رابطه دشوارش با مادری به دلیل آگاهی از بارداری دختری به نام آماندا که در بیست سالگی با او مواجه می شود، رنج می برد تا اینکه تصمیم می گیرد فرزند و شریکی را ترک کند اما ده سال بعد مسئولیت تازه ای را به عهده می گیرد هنگامی که آماندا بیمار می شود