یک روز زیبا
Une belle journée
پس از ۲۰ سال بدون تماس با پدرش، فرانکو تماسی دریافت میکند که از آزادی او از زندان خبر میدهد. شوکه شده، از آنتونی، بهترین دوستش، میخواهد به او کمک کند تا با پدرش روبرو شود. بین تمایلات و مسئولیتها، این دو جوان در یک مسابقه جهنمی در شهر روئن (فرانسه) به راه میافتند.