سانتا باربارا
بهدلیل خیانت نزدیکترین دوستش، کارگردان موسیقی، جونگ-وOu (لِی سانگ-یون) گیتارش گرانبهایش را به طلبکاران از دست میدهد. از او خواسته میشود یک تبلیغ بسازد و به این منظور با مدیر تبلیغات سو-کyoung (یون جین-سو) آشنا میشود. به دلیل تفاوتهای شخصیتی، آنها با هم برخورد میکنند. سپس شام میخورند، درباره نوشیدنی، فیلمها و سانتا باربارا صحبت میکنند و متوجه میشوند که در برخی چیزها به هم علاقهمندند و احساساتشان نسبت به هم شکل میگیرد. شب بعد دوباره نوشیدند و مست شدند. سو-کیون به او میگوید که از دیروز با هم هستند. درست در زمانی که عشقشان تازه در حال شکوفایی است، جونگ-وOu در مهلت تحویل تبلیغ ناکام میماند و سو-کiyون ناامید میشود و رابطهشان پایان مییابد. مدتی بعد دوباره برای پروژه تبلیغ با هم ملاقات میکنند و باید به سانتا باربارا بروند که هر دویشان آن را تحسین میکنند.