خط داستانی
در سرويس روزانهٔ «کلینیک ایجینزاکا»، درمانی انقلابی که توسط کارگردان اُرُشیهیرا طراحی شده است به طور مخفی در میان سالمندان گسترش مییابد. با هدف مراقبتِ کارآمدترین و کمهزینهترین، قطع عضوِ «بیاستفادهبدن» (اعضایی با هیچ امید به بهبود) به گزارشها منجر به اثرات جانبی غیرمنتظرهای مانند احساس سبکیِ جسمی و ذهنی یا «شخصیت آرامتری» شده است. ياغورا، ویرایشگری که این شایعات را میشنود، امکانِ انقلابی در پزشکی سالمندان را حس میکند و برایِ اُرُشیهیرا یک قرارداد کتاب پیشنهاد میدهد. اما بهزودی یک نشت از سوی افشاگر داخلی دربارهٔ مرکز روزانه در مجلهٔ هفتگی منتشر میشود. پس از وقوع حادثهای شوکهکننده در منزل یکی از بیماران، همه چیز به تاریکی میغلطد.